عزت‌نفس چیست؟

عزت‌نفس چیست و چه ارتباطی با شفقت با خود دارد؟

احساس عزت‌نفس تا حد زیادی با میزان شفقتی که نسبت به خود داریم، ارتباط دارد. وقتی با خودمان مشفق هستیم، خودمان را بهتر درک و می‌پذیریم. اگر اشتباه کنیم، می‌توانیم خودمان را ببخشیم و به جای سرزنش و تحقیر، از تجربه‌مان یاد بگیریم و برای بهبود شرایط تلاش کنیم.

عزت‌نفس سالم به این معنا نیست که خودمان را فردی بی‌نقص بدانیم یا همیشه از عملکرد خود راضی باشیم. بلکه یعنی حتی زمانی که اشتباه می‌کنیم یا با ضعف و شکست روبه‌رو می‌شویم، همچنان خود را انسانی ارزشمند و شایسته احترام بدانیم.

فردی که عزت‌نفس سالمی دارد چه ویژگی‌هایی دارد؟

فردی که با خودش شفقت دارد و از عزت‌نفس سالم‌تری برخوردار است:

  • انتظارات معقولی از خود دارد.
  • اهداف قابل دستیابی برای خود تعیین می‌کند.
  • اشتباهات خود را می‌پذیرد.
  • خود را شایسته احترام و محبت می‌داند.
  • برای اشتباهات خود مسئولیت می‌پذیرد، اما خود را تحقیر نمی‌کند.
  • در شرایط دشوار با خود مهربان‌تر رفتار می‌کند.
  • و در مجموع، خود را انسانی ارزشمند و «اساساً خوب» می‌بیند.

شفقت با خود چیست؟

بسیاری از مردم شفقت را صفتی ارزشمند، در کنار ویژگی‌هایی مانند صداقت و وفاداری، می‌دانند. فرد مشفق با مهربانی، همدلی و توجه با دیگران رفتار می‌کند و در صورت نیاز به آن‌ها کمک می‌کند.

اما وقتی صحبت از شفقت با خود و ارتباط آن با عزت‌نفس است، مفهوم شفقت معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند.

شفقت فقط احساسی نیست که نسبت به دیگران داشته باشیم؛ بلکه مهارتی است که می‌توان آن را آموخت و تقویت کرد.

فردی که با خودش شفقت دارد، در زمان سختی، شکست و اشتباه نیز با خود مهربان می‌ماند. او تلاش می‌کند خودش را درک کند و به جای سرزنش، به خودش برای عبور از شرایط دشوار کمک کند.

سه مؤلفه مهم شفقت با خود عبارت‌اند از:

  1. درک
  2. پذیرش
  3. بخشش

درک خود؛ نخستین گام برای شفقت با خود

اولین قدم برای ایجاد رابطه‌ای مشفقانه با خود، تلاش برای درک کردن خود است.

وقتی درباره یک رفتار یا مسئله مهم، اطلاعات بیشتری به دست می‌آوریم و علت آن را بهتر می‌فهمیم، ممکن است احساس و نگرش ما نسبت به خودمان تغییر کند.

برای درک کردن دیگران، فقط کافی نیست به حرف‌های آن‌ها گوش دهیم؛ لازم است به گفت‌وگوهای درونی خودمان درباره آن‌ها نیز توجه کنیم.

برای مثال، ممکن است درباره فردی که زیاد صحبت می‌کند با خودمان بگوییم:

«چقدر پرحرف است! کی ساکت می‌شود؟»

اما می‌توانیم کمی مکث کنیم و از خودمان بپرسیم:

«چه چیزی باعث می‌شود او این‌قدر صحبت کند؟ چه نیازی دارد که شاید من هنوز آن را درک نکرده‌ام؟»

وقتی به جای قضاوت کردن تلاش می‌کنیم درک کنیم، نگاه ما تغییر می‌کند. وقتی نگاه ما تغییر کند، احساس و رفتارمان نیز می‌تواند تغییر کند.

درک رفتارهای خود

همین رویکرد را می‌توان درباره خودمان نیز به کار برد.

برای مثال، ممکن است از خود بپرسیم:

«چرا همیشه پرخوری می‌کنم؟ چرا مدام به دنبال خوردن شیرینی و خوراکی هستم؟»

اگر بلافاصله خودمان را سرزنش کنیم، ممکن است به خود بگوییم:

«چقدر بی‌اراده‌ام! چرا نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم؟»

اما رویکردی مشفقانه‌تر این است که کمی مکث کنیم و به دنبال دلایل پشت این رفتار بگردیم.

شاید یکی از دلایل این باشد که احساس اضطراب یا استرس داریم و برای کاهش این احساس ناخوشایند، به خوردن پناه می‌بریم.

درک کردن دلیل یک رفتار، اولین قدم برای داشتن نگاهی مشفقانه‌تر نسبت به خود است.

وقتی بفهمیم پشت یک رفتار چه احساس یا نیازی وجود دارد، به جای سرزنش خود می‌توانیم با خودمان مهربان‌تر باشیم و راه‌های سالم‌تری برای پاسخ دادن به آن نیاز پیدا کنیم.

درک کردن یعنی پیش از آنکه خودمان را قضاوت کنیم، تلاش کنیم خودمان را بفهمیم.

پذیرش خود؛ دیدن واقعیت بدون قضاوت

یکی از مهم‌ترین مهارت‌های شفقت با خود، پذیرش است؛ و شاید پذیرش یکی از دشوارترین بخش‌های شفقت نیز باشد.

پذیرش یعنی واقعیت را همان‌گونه که هست ببینیم و آن را بدون قضاوت بپذیریم؛ چه این واقعیت مطابق میل ما باشد و چه نباشد.

پذیرش به معنای دوست داشتن، تأیید کردن یا تسلیم شدن در برابر شرایط نیست.

برای مثال، وقتی می‌گوییم:

«من می‌پذیرم که از اندامم راضی نیستم.»

منظور این نیست که:

«پس اندام من بد است و من نباید از این موضوع ناراحت باشم.»

بلکه یعنی:

«می‌دانم که از اندامم راضی نیستم و ممکن است از این موضوع ناراحت باشم؛ اما می‌توانم احساس خود را از واقعیت جدا کنم و بدون سرزنش و قضاوت، شرایط موجود را ببینم.»

پذیرش یعنی واقعیت را انکار نکنیم و در عین حال، خودمان را به خاطر آن سرزنش نکنیم.

پذیرش دیگران بدون قضاوت

همین رویکرد را می‌توان در رابطه با دیگران نیز به کار برد.

برای مثال، به جای اینکه درباره فردی بگوییم:

«او آدم بی‌ملاحظه‌ای است.»

می‌توانیم دقیق‌تر بگوییم:

«او در این موقعیت رفتاری داشت که من آن را بی‌ملاحظه دیدم.»

در جمله دوم، به جای برچسب زدن به شخصیت فرد، درباره یک رفتار مشخص صحبت می‌کنیم.

پذیرش یعنی واقعیت را ببینیم، بدون اینکه بلافاصله آن را با برچسب‌های خوب یا بد قضاوت کنیم.

بخشش خود؛ چگونه خودمان را ببخشیم؟

سومین مؤلفه شفقت با خود، بخشش است.

بخشش معمولاً پس از درک و پذیرش معنا پیدا می‌کند.

بخشیدن خود به معنای نادیده گرفتن اشتباهات یا بی‌اهمیت دانستن پیامدهای آن‌ها نیست. بلکه یعنی بتوانیم اشتباه خود را بپذیریم، مسئولیت آن را بر عهده بگیریم، از آن یاد بگیریم و اجازه ندهیم سرزنش مداوم، زندگی امروز ما را تحت تأثیر قرار دهد.

برای مثال، اگر به دلیل خستگی یا عصبانیت بر سر فرزند خود فریاد زده‌اید و بعد خودتان را می‌بخشید، به این معنا نیست که رفتار خود را درست می‌دانید.

رفتار اشتباه همچنان اشتباه است.

اما می‌توانید اشتباه خود را بپذیرید، مسئولیت آن را بر عهده بگیرید، از آن یاد بگیرید و تلاش کنید در آینده بهتر رفتار کنید؛ بدون اینکه بارها و بارها آن اتفاق را در ذهن خود مرور کنید و خودتان را سرزنش کنید.

بخشش می‌تواند به این معنا باشد:

«من اشتباه کردم، مسئولیتش را می‌پذیرم، از آن یاد می‌گیرم و تصمیم می‌گیرم از اینجا به بعد بهتر رفتار کنم.»

بخشیدن دیگران چه معنایی دارد؟

بخشش دیگران نیز به معنای تأیید رفتار آسیب‌زننده یا فراموش کردن اتفاق نیست.

بخشش می‌تواند به معنای رها کردن خشم، میل به تلافی و درگیری ذهنی مداوم با گذشته باشد؛ به‌گونه‌ای که رفتار گذشته یک فرد، همچنان زندگی و آرامش امروز ما را کنترل نکند.

همچنین بخشیدن به این معنا نیست که حتماً باید رابطه خود را با فرد موردنظر مانند گذشته ادامه دهیم.

می‌توانیم کسی را ببخشیم و در عین حال، برای حفظ آرامش و سلامت رابطه، مرزهای سالمی با او داشته باشیم.

آیا شفقت با خود باعث بی‌خیالی و کاهش تلاش می‌شود؟

گاهی تصور می‌کنیم اگر با خودمان مهربان باشیم، ممکن است نسبت به اشتباهاتمان بی‌تفاوت شویم یا انگیزه خود را برای پیشرفت از دست بدهیم.

اما شفقت با خود با بی‌خیالی تفاوت دارد.

در شفقت با خود، فرد اشتباهات و نقاط ضعفش را انکار نمی‌کند؛ بلکه به جای تحقیر و سرزنش، آن‌ها را می‌بیند، مسئولیت می‌پذیرد و برای تغییر تلاش می‌کند.

تفاوت در این است که به جای اینکه بگوییم:

«من آدم بی‌عرضه‌ای هستم و هیچ‌وقت درست نمی‌شوم.»

می‌توانیم بگوییم:

«این بار اشتباه کردم. می‌توانم بفهمم چه چیزی باعث این اشتباه شد و برای دفعه بعد راه بهتری پیدا کنم.»

این نوع نگاه می‌تواند به ایجاد رابطه‌ای سالم‌تر با خود و افزایش عزت‌نفس کمک کند.

رابطه عزت‌نفس و شفقت با خود

عزت‌نفس سالم فقط به موفقیت، ظاهر، توانایی‌ها یا تأیید دیگران وابسته نیست.

اگر ارزشمندی خود را فقط بر اساس عملکردمان بسنجیم، با هر شکست یا اشتباه ممکن است احساس کنیم ارزش خود را از دست داده‌ایم.

شفقت با خود کمک می‌کند ارزشمندی‌مان را از عملکردهای روزمره جدا کنیم.

ممکن است اشتباه کنیم، شکست بخوریم، تصمیم نادرستی بگیریم یا از خودمان راضی نباشیم؛ اما این اتفاق‌ها به معنای بی‌ارزش بودن ما نیستند.

عزت‌نفس سالم یعنی حتی زمانی که کامل نیستیم، همچنان خودمان را شایسته احترام و محبت بدانیم.

سخن پایانی

شفقت با خود به معنای بی‌تفاوت بودن نسبت به اشتباهات یا ضعف‌ها نیست. برعکس، یعنی بتوانیم خودمان را با همان دقت و مهربانی ببینیم که معمولاً برای کمک به فردی که دوستش داریم به کار می‌بریم.

درک، پذیرش و بخشش، سه مهارت مهم برای ایجاد رابطه‌ای سالم‌تر با خود هستند.

هرچه این مهارت‌ها را بیشتر تمرین کنیم، احتمال اینکه در مواجهه با شکست، اشتباه و دشواری به جای سرزنش و تحقیر، با خودمان همراه و حمایتگر باشیم، بیشتر می‌شود.

در نهایت، عزت‌نفس فقط به این معنا نیست که خودمان را موفق، توانمند یا بی‌نقص ببینیم؛ بلکه یعنی حتی در زمان ضعف و اشتباه نیز باور داشته باشیم که انسانی ارزشمند و شایسته احترام و محبت هستیم.

منبع: رشد و افزایش عزت‌نفس
ترجمه: دکتر مهرناز شهرآرای